السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
244
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
224 - عمّار گفت : من ( قبل از مبعث ) گوسفندان خانوادهام را شبانى مىكردم . و آنها را براى چِرا به مرتع مىبردم . حضرت محمّد صلى الله عليه و آله نيز در آن زمان گوسفندانى را شبانى مىكرد . روزى من به ايشان گفتم : - اى محمّد - دوست دارى كه گوسفندهايمان را در دامنهء كوه فخ - كه مرتعى سرسبز مىباشد - بچرانيم . ايشان گفت : بله . در فرداى آن روز بهمراه گوسفندانم به طرف آن محلّ رفتم . آنگاه مشاهده كردم كه محمّد صلى الله عليه و آله قبل از من به آنجا رسيده است امّا او گوسفندان خود را از رفتن به مرتع بازداشته است . سپس ايشان به من فرمود : من با تو وعده كردم بودم كه با هم گوسفندانمان را به اين محل براى چرا بباوريم . دوست نداشتم گوسفندانم - قبل از آنكه گوسفندانت به اين محل برسند - از اين مرتع استفاده كنند « 1 » . « 2 »
--> ( 1 ) - زيرا چنانچه گوسفندانى كه با حضرت بودند از آن مرتع استفاده مىكردند ممكن بود سهم علوفهء گوسفندان عمّار - كه بعداً به آن محل رسيدند - كمتر شود . ( 2 ) - قال عمّار رضى الله عنه : كنت أرعى غنيمة أهلي و كان محمّد صلى الله عليه و آله يرعى أيضاً . فقلت : - يا محمّد - هل لك في فخّ فإنّي تركتها روضة برق . قال صلى الله عليه و آله : نعم . فجئتها من الغد و قد سبقني محمّد صلى الله عليه و آله و هو قائم يذود غنمه عن الروضة . قال : إنّي كنت واعدتك فكرهت أن أرعى قبلك ( قصص الأنبياء للشيخ الراوندي رحمه الله ص 285 و البحار ج 16 ص 224 و ج 72 ص 96 ) . في البحار ج 72 : فج . والفجّ : الوادي بين الجبلين .